لباس خونین...
دوست دارم با لباسی که شهید می شوم بخاک بسپاریدم.تا روز قیامت که فرا می رسد با لباس خونین ..سر از قبر بیرون آورم..
همه ما مسئولیم و باید فردای محشر جوابگوی پیغمبر و ائمه و شهدا باشیم..
.برای غریبی و مظلومی اسلام گریه کنید که از همه طرف خارج و داخل برای شکست او می کوشند..
.شما را بخدا دلتان برای اسلام بسوزد..نه برای شهدا ..آنها راهی را که آرزو داشتند رفتنو رسیدند.
.ولی اسلام باید تا ابد بماند.انشاالله تعالی...بعضی ها میگویند اسلام به شما جوانان احتیاج دارد.باید کمک کنید..
.خیر
نظر بنده اینست که ما جوانان به اسلام احتیاج داریم.اگر بفکر آخرت خود بوده باشیم..
.کوشش کنید هر چه می گویید عمل کنید.( سعدی هر چند سخن دان مصالح گویی / بعمل کار بر آید به سخندانی نیست)...
پدرم...استادم...مرادم..از راه دور دستهای پینه بسته ات را می بوسم.و همچنین دستهای مادرم را..
.پدر جان.هرگاه مرخصی میامدم.خیلی دلم میخواست خم شوم و دست هایت را ببوسم.متاسفانه رویم نمی شد...
الحمدالله چند بار دست مادر را بوسیدم..اکنون که این آرزو را با خود به گور می برم.امیدوارم با آن بزرگواری که در شما سراغ دارم مرا ببخشید و حلالم کنید...
از خواهر عزیزم..عذر خواهی کنید..چون نه برای عقدش نه برای عروسیش نتوانستم بیایم.و حتما او مهر خواهری را فراموش نمی کند و در عزای من شرکت میکند..
.بسیجی نوجوان شهید محمود عباسی...
سلام علیکم. دوستان اگه ما نتونستیم شهید بشم و سعادت شهادت نصیب ما نشد.بیاییم سیره شهدا رو مطالعه کنیم ..وصیت نامشونو بخونیم .زندگی نامه اون بزرگواران رو بخونیم و درس بگیریم و به خواسته اونها تن در بدیم
.انشاالله که شهدا شفیع ما در روز جزا باشن .اگه لایق باشم.... ...