شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

ساعت ویکتوریا
+ سلام عليکم. يکي بود يکي نبود .يه خانم بزي بود که اصلا به توصيه هاي تنظيم خانواده توجه نداشت .براي همين چهارتا بچه قد و نيم قد داشت / بفول معروف( شير به شير ) .دي ./ اسم بچه هاش شنگول و منگول و حبه انگور و اين آخريش شاسگول..دي تو اين داستان هيچ وقت باباي بچه ها نبوده چون مجبور بوده سه شيقت کار کنه تا خرج خونه رو در بياره..
6-
97/10/27
1طبق معمول خانم بزي رفت بيرون و به بچه ها گفت در رو باز نکنن..القصه يه روز گرگ سياه و بدجنس اومد در زد..تق تق تق اعصاب بچه ها خورد شد و آيفون رو برداشتن .فرزند ارشد يعني شنگول گفت بله بفرماييد.. گرگ گفت منم منم مادرتون ....... شنگول ناراحت شد و گفت آخه خرس گنده . خجالت نميکشي مگه ما تو دوره تيرکمون شاه زندگي ميکنيم؟ عصر عصر کامپيوتر و جنگ نرمه ...
2 گرگ سياه خيلي خجالت کشيد و گفت شنگول، جان مادرت در رو باز کن الان صد ساله که دارم ميام در ميزنم اما سنت ها رو بايد حفظ کرد..شنگول گفت.بدبخت خبر نداري الان ما چهارتا شديم. و همين شاسگول ما روزي هشت ساعت تو اينترنته .يا داره چت ميکنه يا وبلاگشو بروز ميکنه يا کامنتاشو چک ميکنه . اما تو عقب افتاده هنوز که هنوزه داري مياي در ميزني و دست و پاتو سفيد ميکني..دي برو تا زنگ نزدم 110 بياد
3.گرگ بيچاره خيلي ناراحت شد تصميم گرفت بره خودشو بندازه زير مترو.دي همينجور که با خودش حرف ميزد و ميرفت .روباه رو ديد روباه گفت راستش اول فکر کردم هندزفري تو گوشته و داري ترانه لب خوني ميکني نگو با خودت حرف ميزدي.دي روباه گفت برو گدايي کن .گرگ رفت پيش خانم بزي .
4راستش خانم بزي موهاشو مش کرده بود و ابروها رو تتو کرده بود گرگ سياه بد جنس اول نشناختش ولي بعد که شناخت گفت خانم بزي يکي از بچه هاتو بده من بخورم. خانم بزي گفت .چرا مگه گرسنه هستي گرگه گفت بله خانم بزي دس کرد تو کيفش و به هزاري درآورد و داد به گرگ سياه بدجنس و گفت بيا برو يه فلافل بخور تا فردا هم خدا بزرگه..دييييي
مهديه...
:)))جناب سلماني:)))
خانم مهديه:)))))))))
سلام همشهري...
پروانگي
الان يعني ما هم داريم از اين کاراي شاسگول خان مي کنيد شديم شاسگول! الان همه ما نوعي شاسگول هستيم!عجب :)))
سلام جناب سوته دل. ممنون .
سلام خانم پروانگي بنده همچين حرفي زدم؟
پروانگي
همين شاسگول ما روزي هشت ساعت تو اينترنته .يا داره چت ميکنه يا وبلاگشو بروز ميکنه يا کامنتاشو چک ميکنه ! من گفتم همچين حرفي زديد بلا به دور :دي
سلام خانم سكوت .داستانه شما زياد توجه نكنيد..دي
خانم پروانگي اين وصله ها به ما نميچسبه .ديييييييي
پروانگي
ايندفعه خانم بزي بدجور وصله کردش به اين فيد .. راه گريزي نيست :دي
جديدا خانم سكوت؟؟؟؟؟؟؟؟ بنده سالهاست كه با زول ورن و ديگر نويسنده ها كل انداختم.دييييي
وصله خانم بزي ور مياد نترسيد.دييييي
عالي. سلام .
ئه ئه اومده بود فلافلي ما:دي
جالب بود .... اولش فکر مي کردم واقعا حرف درست وحسابي بزنه .. بازم به اقا گرگه گفته که سنت ها را بايد حفظ کرد .
بنظر من قصه انگور ومنگور شبه چنگول واقعيت نداره ..چرا که با ايفون تصويري همه چيز مشخصه
تحريف قصه شنگول ومنگول هم ؟!
آقا تكليف ما اين وسط چيه الان كدوميم :-))
عليكم السلام .آسمان بجه هاي خدا . ممنون.
نه خانم سحر فلافلي شما سنتيه .اين فلافليش ديجيتالي بود..دي
سلام جناب سعيدي .خير آقا گرگه گفته كه سنتها رو بايد حفظ كرد.
سلام خانم گل يخ بله.دي
سلام جناب پاكدل تكليف روشنه از رو درس چوپان دروغگو سه بار بنويسيد..دي
سلام سيد جان .:))))
:)))/ اي بابا آخرش با هم ازدواج نکردن؟ فايده نداره که جناب سلماني ... توي اين دوره زمونه آخرش همه عاشق مي شن ازدواج مي کنن :دي ...
خانم بزي که وضع ماليش خوبه شوهرش هم ندارع، آقا گرگه هم که زن وبچه ندارع ... باور کنيد کيس مناسبي هستند براي هم ... :دي
سلام جناب بني هاشم. اخوي جان فيد زديم . بنگاه همسر يابي راه ننداختيم كه .ديييييييييييي
:))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
واقعا صد آفرين بايد گفت بهتون :)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))) عالي بود عاليييييييييييييييييييي
سلام بر شما .ممنون .اما شما تكي كامنت به اين بزرگي گذاشتيد اگه هر 5 تا بزرگوار باشيد كه ديگه صفحه پيامرسان براي بقيه جا نداره كه ..دييييييي
:ديييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
سكوت خيس
:)))))))))) قشنگ بود:دي
تشكر.
:))..قشنگه بود:)
هلوع♥
:)))))))))))
ابتكارتون منو كشته:دي
*«طلوع»*
شاسگوووووووووووووووول ؟؟؟ :))))))
سلام. خيلي قشنگ بود. ممنون.
زيبا بود...
سلام خانم زماني و خانم دکتر زينب ممنون .
سلام جناب سلماني /عيدتون مبارک باشه / اين فيدو که خوندم 1 چيزي ذهنمو درگير کرد :)))))))))))
فيد جالبي بود
سلام ممنون.
سلام خانم شيرازي ممنون و همچنين .چه چيزي باعث درگيري اذهان شما شد؟؟؟؟
پيامبر اسلام فرزندان خود را با توجه به زمان تربيت کنيد .. .. هميشه يک تکه کلام بوده که مي گفتند قديمي ها شايد 2000 سال قبل هم اين تکه کلام را مي گفتند ...پيامبر زماني که به معراج رفت فرشته اي را ديد که ميان 2 کوه شن نشسته است و گاهي يک دانه شن را از يک کوه به کوه ديگر مي اندازد پرسيد چه کاري انجام مي دهي ؟ فرشته پاسخ داد : هربار که زمان تغيير کند يک دانه شن از اين کوه به کوه ديگر مي اندازم ..
توحيدي
:))))))))))))))))))))))))))
جالب بود
عجب
نسيم♥
خيييييييييلي قشنگ بود ولي من شاسگول نيستم..چون روزي3ساعت بيشترنميام: دي
سلام . ممنون / ديييييييي
اسپايکا
: دي
يادش بخير يه زماني يه حاجي سلموني تو پارسي داشتيم...
چه جالب بود:دي
بله يادش بخير اون زمونا. حاج آقا عابديني. آقاي سيدالكريم
بله:) ... هعييي
من نبودم اون زمونا اينجا. ولي خواهرم بود منم ميشستم پيشش:)
آهان... گفتما:) ... چه خوب که حضور داشتيد هرچند نامحسوس:)
بله بله :)
{a h=harfeman20}حرف امروز من{/a} B-)
اين داستان رو کي يادشه؟
بامزه س
{a h=yajaavad}انديشه نگار{/a} ممنون
الهي به آشفته بازار ما به خيل جوانان پر كار ما به اينترنت و كامپيوتر قسم به شور و شر عصر حاضر قسم.....امان از سقوط بشر در خفا امان از زرنگي جوانان ما به ما مادران چشم دل باز ده....
{a h=n45}مهرباني #{/a} آميييين :)
يادم نبود اينو سال 91 نوشتم :D
خانم بزي کجايي که لايک و ديسلايک قلبي شده B-)
:) خوش برگشتين جاتون خالي بود :)
چراغ جادو
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله بهمن ماه
vertical_align_top