سفارش تبلیغ
صبا


چفیه....

بازدید: مرتبه موضوع :

صدای سوت خمپاره و انفجاری مهیب و پای متلاشی شده یک رزمنده.فوران خون و چنگ زدن او بر خاک.. خود را بدور پای او پیچیدم ..

محکم گره خوردم در خون و گوشت و استخوان ..

می فشردم خودم را به پای سوخته آن نازنین و خود همانند شقایقی سرخ میشدم.

.یادم آمد ان زمانی که او به نماز میایستاد جانمازش بودم.. و در دل شب محرم راز و نیازش بودم.

.وقتی توسل میکرد مرا به صورت خود می فشرد ..می فشرد تا هیچ انسان خاکی اشکهایش را نبیند ..

عطر و خیسی اشکهایش مرا مست میکرد..

حال این آبرویی که من دارم از همان خونها و اشکهاست

من شاهد جانفشانی و ناظر عبودیت آنهایم




 
تاریخ: دوشنبه 94/5/19
ساعت: 12:51 عصر
کلیه حقوق این سایت ، متعلق به چفیه.... - ستارگان دوکوهه می باشد و استفاده از مطالب با ذکر نام منبع بلامانع است .