شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ در فاصله بين دو عمليات بيت المقدس به ديدن مصطفي رفتم ديدم پارچه اي را بدستش مي بندد.تمام کف دستش تاول زده بود .پرسيدم..مصطفي دستت چي شده؟....چيزي نيست..بعدها از يکي از دوستان شنيدم که گفت:.ما هنگام عمليات نزديک يک تانک عراقي بوديم.متوجه نبوديم که تانک خدمه دارد.
ناگهان تيربارچي تانک پشت تيربار قرار گرفت تا ما را بزند.اصلا حواسمان نبود.مصطفي که متوجه شده بود با سرعت خودش را به تانک رساند ..از آن بالا رفت و دستش را زير لوله تيربار گرفت و آن را منحرف کرد.چون لوله بسيار داغ بود دستش را سوزاند...
عليکم السلام الان عرض ميکنم .دارم فکر ميکنم شايد يادم بياد :)
اگر اشتباه نکنم شهيد والا مقام مصطفي عسکري بودن ...
*ابرار*
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
با سلام . به قول آقاي محمد اصفهاني که : جماعت يه دنيا فرقه بين ديدن و شنيدن / برين از اونا بپرسين که شنيده ها رو ديدن ....
سلام جناب تفکر ديني . منور فرموديد . تشکر از تمامي بزرگواران حاضر در اين فيد . درود خداوند بر شهدا و دوستاران شهدا و رهروان شهدا .
راهشان پر رهرو...
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top